آفتاب مهتاب

خرید بک لینک
می گوید: بی همتا! چه بازی زیبایی به راه انداخته ای با شبنم هایی که عصاره دردند. هان؟! تیله های خوش دستی اند، نه؟! چه لذتی دارد بازی با آن ها! اینگونه نیست؟ بی شک می گویی: تو را چه؟! آنگاه که روحم را در تو دمیدم و تو را سرشتم، عروسک گلی خودم شدی. هرگاه اراده کنم تو را می شکنم. اصلا بارها و بارها می شکنمت، با اشک هایت تیله بازی می کنم. کوه ها را بر سرت فرو می آورم. ادعایی داری؟ اصلا می توانی ادعایی داشته باشی؟! می خواهم لگدمالت کنم. مشت های روزگار لاکردار را به جانت بیندازم. حرفی است؟! و او چه عاجزانه و غریبانه نفس را در نطفه خاموش می کند. نطق حق است دیگر؛ پاسخی ندارد.# روشا مجد# یادداشت های روشا مجدپی نوشت: خدا نباشد بی کس ترینیم! آفتاب مهتاب...

ما را در سایت آفتاب مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 2:59

باران که می بارد، پنجره احساس را باید گشود و او را دعوت کرد به نوشیدن یک ماگ، شکلات داغ یا یک استکان چای زنجبیلی. با باران باید کوچه های احساس را قدم زد و عاشقانه سرود. سمفونی باران را از پشت پنجره احساس، باید تماشا کرد. می دانی؟ باران، ارکستر سمفونی خداست؛ قطره های باران می نوازند و می خوانند و خدا رهبری می کند ارکستر باران را. چه قطعه ای می شود قطعه باران! گوش نواز و موزیکال. قطعه ای که مسیح فصل هاست.# روشا مجد# یادداشت های روشا مجد آفتاب مهتاب...

ما را در سایت آفتاب مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 5:01

بغض آسمان بلأخره ترکید. مگر می شود طبیعت، نفس های آخرش باشد و آسمان اشک هایش جاری نشود؟! باران، اشک آسمان است که گاهی هم به وقت پاییز، از آبی چشمانش جاری می شود و بر بالین طبیعت می چکد. گویی آسمان مرگ زمستانی طبیعت را در رخساره زرد پاییزی اش به تماشا آفتاب مهتاب...

ما را در سایت آفتاب مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 15:25

صفحه بندی